کتابهای اشغال؛ تصویر سیزدهم»، حکمرانی حکیمانه»، پول، خدا، بچهها» وهزار و سیصد و هجده ۱۳۱۸» در قالب طرح کتاب خوان خرداد ماه ۱۳۹۸ برای استفاده علاقهمندان به کتاب و کتابخوانی معرفی شد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، چهار کتاب اشغال؛ تصویر سیزدهم» اثر محمدرضا ابوالحسنی از انتشارات روایت فتح، حکمرانی حکیمانه» اثر مصطفی دلشاد تهرانی از انتشارات دریا، پول، خدا، بچهها» اثر غلامرضا حیدری ابهری از انتشارات جمال و هزار و سیصد و هجده ۱۳۱۸» گردآوری علی احمد محرابی از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در طرح کتابخوان خرداد ماه ۱۳۹۸ معرفی شد.

اشغال؛ تصویر سیزدهم
پدیدآور: محمدرضا ابوالحسنی
ناشر: روایت فتح/ تعداد صفحات: ۱۰۳
اشغال؛ تصویر سیزدهم» روزهایی از سرگذشت یک شهر را تصویر میکند. این کتاب، ماجرای ۴۵ روز سخت و پر التهاب از خرمشهر زمان جنگ است. مطالب این کتاب، تصاویر مستندی از جوانمردی و شجاعت سربازان ایرانی است که با تمام توان، با دشمن م میجنگند تا پارۀ تن وطن را به آغوش او بازگردانند.
لحظات و دقایقی که در این کتاب روایت میشود، همگی بر صفحات کتاب تاریخ دفاع مقدس کشور ثبت شده است. لحظاتی که رزمندگان از جانگذشتۀ ایران، برای باز پسگیری خرمشهر، نه از تانکهای غولپیکر دشمن هراسی دارند و نه پرندگان آهنین بمبافکن ترسی به دلشان میاندازد. هیجان و اضطرابی که در صفحات این کتاب موج میزند، به خوبی روزهای ناآرام خرمشهر را نمایان میسازد. اینجا حکایتها میخوانید از محمدجهانآرا و شیرمردان دیگر که تا پیروزی و بیرون راندن دشمن از خاک عزیز وطن، لحظهای آرام نماندند. در بخشهایی از کتاب با مردان و ن دلاوری همراه خواهید شد که زره از ایمان و ارادهی پولادین خود ساختهاند و کوچه به کوچه و خیابان به خیابان از پی دشمن م در حرکتاند. مطالعۀ این کتاب را به تمام علاقهمندان تاریخ دفاع مقدس پیشنهاد میکنیم.

حکمرانی حکیمانه
پدیدآور: مصطفی دلشاد تهرانی
ناشر: دریا/ تعداد صفحات: ۳۵۳
حکمرانی حکیمانه» توصیف و شرحِ منشوری بینظیر از اصولِ حکمرانی و خلافت است.
نام امیرمؤمنان علی علیه السلام و یاد حکومت کوتاه آن حضرت چنان با توحیدمحوری، آزادی، برابری، دادگری و حقوق انسانی عجین شده است که نمیتوان از حاکمیت احکام الهی و استقرار توحید سخن به میان آورد و حکومت توحیدمحورانه امیرالمؤمنین علیه السلام را تصور نکرد، نمیتوان آزادی را تصور کرد و رفتار آزادیخواهانه امام علی علیه السلام را تصور نکرد؛ نمیتوان از برابری سخن گفت و تلاش امام در تحقق برابری انسانها را یاد نکرد؛ نمیتوان به دادگری اهتمام ورزید و الگوی تمامعیار دادگری در حکومت علی علیه السلام را پیش روی ندید؛ نمیتوان به حقوق انسانی پرداخت و والاترین جلوههای پاسداشت حقوق انسانی را در حکومت امام علی علیه السلام بر قلّۀ انسانیت نادیده گرفت.
حکومت امیرمؤمنان علی علیه السلام حکومتی کوتاه بود، ولی آن چه در راه و رسم حکومتی وی در این دوران چهره گشود، همۀ تاریخ را به نور خود روشن کرد. در این کتاب پس از ذکر مقدماتی دربارۀ معیار و شاخص موفقیت حکومتها و اینکه کدام حکومت حکومتی موفق است، به برخی از شاخصهای حکومت علوی به عنوان حکومت موفق تاریخ پرداخته شده است؛ شاخصهایی نظیر آزادی و آزادیگرایی، عدالت و عدالتگرایی، انسانیت و انسانیت گرایی، مردمسالاری، نفی خودکامگی و خودکامگیپذیری، مرزبانی و قانونگرایی، نفی اباحیگری، حقوقمداری، رحمت و محبت ورزی، مدارا و رفقورزی، عدالت و میانهروی، صلحگرایی.

پول، خدا، بچهها
پدیدآور: غلامرضا حیدری ابهری
ناشر: جمال/ تعداد صفحات: ۱۶۰
کتاب پول، خدا، بچهها» به آموزش سبکزندگی اسلامی در امور مالی میپردازد و به سوالات گوناگون مخاطبان در این زمینه پاسخ میدهد. همچنین در عین توجه به معارف ناب اهل بیت علیهم السلام برخی اطلاعات جذاب را نیز به خواننده ارائه میکند تا مطالعه کتاب برای وی آسانتر شود.
نویسنده در این کتاب به مفاهیم مهمی مانند: کسب و کار، رابطه خدا و رزق و روزی و تلاش برای آن، مفهوم پول و انواع آن، خرید و فروش، اسراف و صرفه جویی، کمک به فقیران و . پرداخته و با زبانی ساده و قابل فهم و با بهرهگیری از تصاویر رنگی، درک آن را برای کودک آسان کرده است. استفاده از برخی احادیث، داستانها و ضرب المثلها در این موضوع سبب میشود تا اثر گذاری آن در ذهن و حافظۀ کودکان بیشتر شود.
کتاب با قصۀ سرگذشت پول از ابتدا تا به امروز آغاز میشود و پس از تعریف پول و انواع آن، موضوعات دیگری مطرح می شود. مطالعۀ این کتاب را به تمام بچههایی که میخواهند خوب و زود مفاهیم اقتصادی را بیاموزند، پیشنهاد میکنیم.

هزار و سیصد و هجده
گردآوری: علی احمد محرابی
ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ تعداد صفحات: ۵۲۴
کتاب هزار و سیصد و هجده» خاطرات و روزنوشتهای حضرت آیت الله ای است که دورههای تاریخی گوناگونی از کودکی، نوجوانی، اوضاع خانواده، دوران مبارزه، ریاست جمهوری و رهبری ایشان را دربر میگیرد؛ حوادث مهم تاریخی و ارتباط ایشان با شخصیتها و به خصوص خاطراتی از امام خمینی (ره). ذکر رویدادهای مهم تاریخ معاصر از زبان رهبر انقلاب اسلامی و بیان جزئیاتی که در کتب تاریخی به آن پرداخته نشده است، بر جذابیت این اثر میافزاید.
کتاب ۱۳۱۸ را میتوان خلاصهای از دفتر خاطرات مقام معظم رهبری نامید که متن تصویری و گویای آن، همچون یک فیلم داستانی، از مقابل چشمان خواننده میگذرد. روایتی جذاب و خواندنی از ۱۳۱۸ تا بهار ۱۳۹۵.
راوی: سلیمان (یکی از اصحاب امام رضا علیه السلام )
حضرت رضا علیه السلام در بیرون شهر، باغی داشتند. گاه گاهی برای استراحت به باغ می رفتند. یک روز من نیز به همراه آقا رفته بودم. نزدیک ظهر، گنجشک کوچکی هراسان از شاخه درخت پرکشید و کنار امام نشست. نوک گنجشک، باز و بسته می شد و صداهایی گنگ و نامفهوم از گنجشک به گوش می رسید. انگار با جیک جیک خود، چیزی می گفت.
امام علیه السلام حرکتی کردند و رو به من فرمودند:
سلیمان! . این گنجشک در زیر سقف ایوان لانه دارد. یک مار سمی به جوجه هایش حمله کرده است. زودباش به آن ها کمک کن!.
با شنیدن حرف امام در حالی که تعجب کرده بودم بلند شدم و چوب بلندی را برداشتم. آن قدر با عجله به طرف ایوان دویدم که پایم به پله های لب ایوان برخوردکرد و چیزی نمانده بود که پرت شوم.
با تعجب پرسیدم: شما چطور فهمیدید که آن گنجشک چه می گوید؟» امام فرمودند: من حجت خدا هستم. آیا این کافی نیست؟!»
راوی: یکی از نزدیکان امام رضا علیه السلام
مرد گفت: سفر سختی بود. یک ماه طول کشید».
امام رضا علیه السلام فرمودند: خوش آمدی!»
ببخشید که دیروقت رسیدم. بی پناه بودن مرا مجبورکرد که دراین وقت شب، مزاحم شما شوم».
امام لبخندی زدند و فرمودند: با ما تعارف نکن! ما خانواده ای میهمان دوست هستیم».
در این هنگام روغن چراغ گردسوز فرونشست و شعله اش آرام آرام کم نور شد. میهمان دست برد تا روغن در چراغ بریزد، اما امام دست او را آرام برگرداند و خود، مخزن چراغ را پر کرد. مرد گفت: شرمنده ام! کاش این قدر شما را به زحمت نمی انداختم».
امام در حالی که با تکه پارچه ای، روغن را از دستش پاک می کرد، فرمودند: ما خانواده ای نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم».
راوی: حسین بن موسی
از شما چه پنهان شک داشتم. نه به شخص امام رضا علیه السلام ؛ نه!. فقط باورم نمی شد که واقعا امامان معصوم، بتوانند قبل از اتفاقات از همه چیز اطلاع داشته باشند.
آن روز صبح به همراه امام رضا علیه السلام از مدینه خارج شدیم. در راه فکر کردم که چقدر خوب می شد اگر می توانستم امام را آزمایش کنم.
در همین فکرها بودم که امام پرسیدند: حسین!. چیزی همراه داری که از باران در امان بمانی؟!»
فکر کردم که امام با من شوخی می کند، اما به صورتش که نگاه کردم، اثری از شوخی ندیدم. با تردید گفتم: فرمودید باران؟! امروز که حتی یک لکّه ابر هم در آسمان نیست.».
هنوز حرفم تمام نشده بود که با قطره ای باران که روی صورتم نشست، مات و مبهوت ماندم. سرم را که بالا گرفتم، زبانم بند آمد. ابرهای سیاه از گوشه و کنار آسمان به طرف ما می آمدند و جایی درست بالای سرِ ما، درهم می پیچیدند. بعد از چند لحظه آن قدر باران شدید شد که مجبور شدیم به شهر برگردیم.

نویسنده: خانم وجیهه علیاکبری سامانی
ناشر: کتابستان معرفت
نوبت چاپ: ششم ۱۳۹۸
شمارگان: ۱۰۰۰
رمان آن مرد با باران میآید»اثر خانم وجیهه سامانی در سال ۱۳۹۱ در جشنوارهٔ داستان انقلاب حوزهٔ هنری برگزیده و توسط انتشارات سورهٔ مهر منتشر شد.چاپهای بعدی این کتاب توسط انتشارات کتابستان معرفت صورت گرفتهاست این کتاب در سال ۱۳۹۷ در جشنواره شهید اندرزگو (روایت انقلاب) نیز مورد تقدیر قرار گرفت موضوع کتاب به داستان زندگی پُرماجرای خانوادهای از طبقهٔ متوسط در کوران نهضت اسلامی مردم ایران در مقطع هفدهم شهریور تا بیستو ششم دیماه ۱۳۵۷ اختصاص دارد شخصیتپردازی قوی،قلم روان،توجه به روحیات و خصوصیات رفتاری شخصیتهای رمان ،و مستند بودن حوادث،توجّه به موضوع انقلاب اسلامی خصوصاً برای گروه سنّی نوجوان ، ازجمله عوامل جذّابیت این کتاب است این خبر که رمانآن مرد با باران میآید »مورد مطالعه و عنایت حضرت آیتالله ای، رهبر انقلاب اسلامی -که همواره بر خلق و انتشار آثار ارزشمند در حوزههای گوناگون معارف دینی،انقلاب اسلامی،و دفاع مقدّس و.تأکید داشتهاند- قرار گرفته موجب افتخار خانم وجیهه سامانی و استمرار تلاش ایشان در خلق آثاری از این قبیل خواهدبود، انشاالله
چکیدۀ داستان
محور اصلی رمان، تظاهرات و وقایع ماههای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی است. راوی و شخصیت اصلی این داستان بهزاد نوجوانی سیزدهساله است. پدر بهزاد میوهفروشی محافظهکار است که صیانت از خانوادهاش را در دور نگاهداشتن آنها از وقایع اجتماعی و انقلابی میداند. بهزاد نیز به دلیل ترسی که از پدرش در دل دارد، از اوضاع و احوال تحولات اجتماعی و انقلابی پیرامون خود بیگانه مانده و تقریباً از همهچیز بیخبر است.
بهروز برادر بهزاد، دانشجویی مبارز و انقلابی است. بهروز بهدلیل اختلاف عقیده ای که با پدر خود بر سر فعالیتهای انقلابی دارد، مرتباً در حال بحث و کشمکش است. بحثها و صحبتهای بهروز با پدرش، بهزاد را بهفکر فرو میبرد. او تحت تأثیر مبارزات و حضور فعال برادرش بهروز و دوستانش سعید و یونس در آن ایام قرار می گیرد و بر اثر اتفاقهایی که برایش میافتد، وارد عرصۀ مبارزات و تظاهرات علیه شاه میشود و برای به پیروزی رساندن انقلاب اقداماتی انجام میدهد و حتی در بین این اتفاقها جان دوست خود را نجات میدهد.
این رمان که برگزیدۀ سومین جشنوارۀ داستان انقلاب حوزۀ هنری در حوزۀ نوجوانان است، موفق شد در دومین همایش مقابله با تحریف تاریخ معاصر» که بهمن ماه سال گذشته برگزار شد نیز، برگزیده شود.
خواندن این رمان را به همۀ نوجوانان علاقمند پیشنهاد میکنم.
اول بهمن ماه سال ۳۱۹ هجری شمسی، روزی است که در آن حکیم ابوالقاسم فردوسی» حکیم سخن، حکیم توس و استاد سخن پا به عرصه وجود گذاشت
ابوالقاسم حسن پور علی طوسی» معروف به فردوسی در روستای پاژ در شهرستان از توابع طبران توس در خراسان دیده به جهان گشود. نام او همه جا ابوالقاسم فردوسی شناخته شده است. پدرش از دهقانان طوس بود که ثروت و موقعیت قابل توجهی داشت. وی از همان زمان که به کسب علم و دانش می پرداخت، به خواندن داستان هم علاقهمند شد.
همانطور که در زندگینامه فردوسی آمده است، آغاز زندگی وی هم زمان با گونهای جنبش نوزایش در میان ایرانیان بود که از سده سوم هجری آغاز شده و دنباله و اوج آن به سده چهارم رسید. فردوسی از همان روزگار کودکی بیننده کوششهای مردم پیرامونش برای پاسداری ارزشهای دیرینه بود و خود نیز در چنان زمانه و زمینهای پا به پای بالندگی جسمی به فرهیختگی رسید و رهرو سختگام همان راه شد.
فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقهمند شد و مخصوصا به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق میورزید. همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم درآوردن شاهنامه انداخت.
وی مدتها در جستجوی این کتاب بوده است و پس از یافتن دستمایه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به ۳۰ سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرد.
کودکی و جوانی فردوسی در زمان سامانیان سپری شد. شاهان سامانی از دوستداران ادب فارسی بودند. آغاز سرودن شاهنامه را بر پایه شاهنامه ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی میدانند، اما با مطالعه زندگینامه فردوسی میتوان چنین برداشت کرد که وی در جوانی نیز به سرایندگی میپرداخته و چه بسا سرودن داستانهای شاهنامه را در همان زمان و بر پایه داستانهای کهنی که در داستانهای گفتاری مردم جای داشتهاند، آغاز کرده است. از میان داستانهای شاهنامه که گمان میرود در زمان جوانی وی گفته شده باشد، میتوان داستانهای بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو و داستان سیاوش را نام برد.


شاهنامه پرآوازهترین سروده فردوسی و یکی از بزرگترین نوشتههای ادبیات کهن پارسی است. شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدودا از ۶۰ هزار بیت تشکیل شده و دارای ۳ دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است. شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستیاند. پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته هستند. شخصیتهای دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است.
فردوسی سرودن شاهنامه را بر پایه نوشتار ابومنصوری در حدود سال ۳۷۰ هجری قمری آغاز کرد و سر انجام آن را در تاریخ ۲۵ سپندارمذ سال ۳۸۴ هجری قمری (برابر با ۳۷۲ خورشیدی) با این بیتها به انجام رساند:
این ویرایش نخستین شاهنامه بود و فردوسی نزدیک به بیست سال دیگر در تکمیل و تهذیب آن کوشید. این سالها همزمان با برافتادن سامانیان و برآمدن سلطان محمود غزنوی بود. فردوسی در سال ۳۹۴ هجری قمری (برابر با ۳۸۲ خورشیدی) در سن شصت و پنج سالگی بر آن شد که شاهنامه را به سلطان محمود اهدا کند، و از اینرو دست به کار تدوین ویرایش تازهای از شاهنامه شد. فردوسی در ویرایش دوم، بخشهای مربوط به پادشاهی ساسانیان را تکمیل کرد. پایان ویرایش دوم شاهنامه در سال ۴۰۰ هجری قمری در هفتاد و یک سالگی فردوسی بوده است:
فردوسی شاهنامه را در شش یا هفت دفتر به دربار غزنه نزد سلطان محمود فرستاد. به گفته خود فردوسی، سلطان محمود نکرد اندر این داستانها نگاه» و پاداشی هم برای وی نفرستاد. از این رویداد تا پایان زندگانی، فردوسی بخشهای دیگری نیز به شاهنامه افزود که بیشتر در گله و انتقاد از محمود و تلخ کامی سراینده از اوضاع زمانه بودهاست. در روزهای پایانی زندگی فردوسی از سن خود دو بار یاد کرده، و خود را هشتاد ساله و جای دیگر هفتاد و شش ساله خوانده است.
تاریخ وفات فردوسی را بعضی ۴۱۱ و برخی ۴۱۶ هجری قمری نوشتهاند. وی را در شهر طوس، در باغی که متعلق به خودش بود، به خاک سپردند.
از شاهنامه و زندگینامه فردوسی اینگونه برداشت کردهاند که فردوسی با زبان عربی و دیوانهای شاعران عرب و نیز با زبان پهلوی آشنا بوده است.
از زمان دفن فردوسی، آرامگاه او چندین بار ویران شد. در سال ۱۳۰۲ قمری به دستور میرزا عبدالوهاب خان شیرازی»، والی خراسان، محل آرامگاه را تعیین کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند.

پس از تخریب تدریجی این ساختمان، انجمن آثار ملی به اصرار رئیس و نایب رئیسش، محمدعلی فروغی» و سید حسن تقیزاده»، متولی تجدید بنای آرامگاه فردوسی شد و با جمعآوری هزینه این کار از مردم و بدون استفاده از بودجه دولتی که از ۱۳۰۴ هجری شمسی شروع شد، آرامگاهی ساختند که در سال ۱۳۱۳ افتتاح شد. این آرامگاه به علت نشست در سال ۱۳۴۳ دوباره تخریب و تا سال ۱۳۴۷ بازسازی شد.

شاهنامه متعلق به همه اقوام ایرانی از کرد تا آذری و لر و بلوچ و خراسان و گیلکی است و همه در این کتاب اقوام آریایی ایران نامیده شدهاند.
.
درباره این سایت